تبليغاتX
فاروس
فاروس
خانه وخانواده-زندگی-تربیتی-روانشناسی-مدرسه
باز هم سیرو فی الارض....................
به نام خدا

روز ۲۷ مرداد ماه ، سه شنبه ۸ شب یک بوئینگ شرکت ایران ایر از فرودگاه امام خمینی به پرواز درآمد و بمدت هفت ساعت وچهل و پنج دقیقه سرنشینان خسته از یک روز پر کار را مهربانانه پذیرایی کرد.

بلاخره ظهر همان روز بود وسایل مورد نیاز پنج نفر را در یک چمدان جا دادم.سعی می کردم هیجان و اضطرابم را با گفتن ذکر کاهش دهم و سرانجام با نذر هزار صلوات تکلیف این احوال غیر متعادل را روشن کردم.

از دو روز قبل که خانواده ام فهمیدند سه فرزندم را هم همراه می برم متغیر شدند. از در و دیوار اخبار مربوط به گسترش آنفولانزای خوکی راگزارش می کردند و با بازگویی کابوسهای شبانه شان موفق شدنددر تصمیم مسافرت ، تردید کنم.با آژانس مسافرتی تماس گرفتم و خواستار لغو سفر و یا تعویض آن با تور دیگر شدم که جواب رد به دلیل چارتر بودن پرواز را گرفتم . یعنی نزدیک به شش میلیون پر!

وقتی در صندلیهای هواپیما جا گرفتیم آرامش نسبی را حس کردیم .بچه ها در ردیف سه تایی نشسته بودند و خدا می دانست در دلهای کوچکشان چه می گذشت. از اینکه آنها را همراه اّورده بودم هم خوشحال بودم هم نه . از یک طرف به خاطر تجربه ای که فرا رویشان قرار داده بودم  و می توانست در رشد فکری و اجتماعیشان تاثیر داشته باشد به  خود می بالیدم و از طرفی دیگر دوست داشتم فقط با همسرم در یک تعطیلات فرح بخش لحظاتی جاودان را خلق کنم، ولی غلیان احساسات پدر و مادری مانع از این شد که حداقل در این سفر تنها باشیم به خاطر همین تا آخر سفر از لعن به خود دریغ نکردیم.

در صندلی کنار خانمی  داشجوی phd  ،در رشته روانشناسی نشسته بود و روی اثر بخشی ری کی بر درمان کودکان افسرده تحقیق می کرد. از آنجا که همسرم دو جلسه در کلاسهای ریکی شرکت کرده بود و من هم مطالعاتی در روانشناسی داشتم توانستیم یک گفتگوی سه جانبه مفید را برای کاهش گذر زمان داشته باشیم لازم به توضیح است (ری کی) روشی شفابخش و مرسوم بین بودائیان تبت با هزاران سال قدمت است و اساس آن قرار داد ن دستها بر نقاط مختلف بدن می باشد.

حوالی ساعت ۲:۳۰الی ۳ صبح به وقت تهران در دل تاریکی مطلق که فراروی هواپیما مشاهده می شد یک خط سرخ آتشی نمایان شد .نمی دانم این پدیده ی زیبا چه نامیده  می شود فلق که نبود چون آن سپیده اول صبح است.هر چه بود توانستم چند تصویر از آن را در دوربین عکاسی ثبت کنم.لحظاتی بعد صفحه ی آسمان ورق خورد ووارد روشنایی کامل شدیم و این آغاز شگفتیها بود از فضای آکنده از ابر که گویی تا ابد ناگسستنی هستند به فضای صاف و یکدست رسیدیم که با کم کردن ارتفاع می شد سرزمینی سرسبز را دید . دقایقی بعد در این رنگ سبز فرو رفتیم و بر زمین نشستیم .ساعت را چهار ساعت جلو کشیدیم شد ۸ صبح به وقت کولالامپور.

آه از نهادم برخاست: چهار ساعت از عمرم چی شد؟



ارسال شده در: شنبه چهارم مهر 1388 :: 10:23 :: توسط : مریم رویت وند
برگ سبزی به پرستوهای مهر (معلم)
به نام خدا

دل تو دل شقایقها نبود . مثل گنجشک می پریدند .

فضا لحظه ای از قیل و قالشان فارغ نمی شد.

خدایا نگذار شقایقها پژمرده شوند .

خدایا طراوت بهار را ابدی ساز و ما را از سپاسگزاران راستین موهبتهای خود قرار ده.



ارسال شده در: شنبه چهارم مهر 1388 :: 10:22 :: توسط : مریم رویت وند
مهدی (ع)
به نام خدا

اعیاد شعبانیه را به آنانی که حضورش و وجودش را درک می کنند تبریک عرض می کنم .

سر خوش آن دل که از آن آگاه است .



ارسال شده در: چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 :: 10:52 :: توسط : مریم رویت وند
هر کسی چشنده طعم مرگ است
به نام خدا                                                                                                                     

ضایعه ی اسفبار سقوط هواپیمای مسافری که به در گذشت جمعی از هموطنانمان از جمله همکار عزیزمان آقای محمودی زاده مسئول سابق مشاوره ی ناحیه ی چهار کرج منجر شد را تسلیت عرض می کنم.این حادثه یاد عزیزان کارشناس وزبده ای را در خاطره ها زنده کرد که جانشان را با بی توجهی و با بی مسئولیتی و کج سلیقگی رییس صدا و سیما در یک سقوط هواپیمای  نظامی فرسوده C130 از دست دادند.خداوند به بازماندگان این حوادث صبر جمیل عنایت فرماید .  

           آن فرو ریخته گلهای پریشان در باد

                                                        کز می ناب شهادت همه مدهوشانند

           نامشان زمزمه ی نیمه شب مستان باد

                                                          تا نگویند که از یاد فراموشانند

 



ارسال شده در: پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 :: 10:31 :: توسط : مریم رویت وند
نامه اي كوتاه به يك دوست
به نام خدا

دوست عزيز سلام. فضاي آكنده از اندوه و ترديد حاكم است و پرداختن و قضاوت آنرا به اهلش بايد سپرد.

با اين حال اين روزها روزهاي حيرت و سكوت نيست. روز هايي نيست كه ببينيم چگونه فرزندانمان در خيابانها

خود را گرفتار باد حوادث مي كنند و ندانسته به باد رفتن آب اين خاك را فراهم مي سازند. خود بهتر مي داني

كه آب وخاك گوهراني تابانند و عشق به آنان پاكترين عشق زميني است. گاهي اوقات براي حفظ آنان بايد

از جان گذشت و گاهي بايد خون دلها خورد و رنج دوران برد . واين رسالت من و توست كه بر آگاهيشان

بيافزاييم واين خرده بر بزرگان رواست كه آنان را ناديده مي گيرند.

يادمان باشد دشمن خارج از خانه و مرزهايمان است وحريص و طماع . آنچه كه جريان يافته اختلافي

خانگيست و در خانه براي به كرسي نشاندن عقايد برروي هم تيغ نمي كشند .

دوست من

             ما براي خواندن اين قصه عشق به خاك

            ما براي جاودانه ماندن اين عشق پاك

            ما براي آنكه ايران خانه خوبان شود

                                                         خون دلها خوردهايم ،رنج دوران ديده ايم




ارسال شده در: سه شنبه دوم تیر 1388 :: 18:39 :: توسط : مریم رویت وند
رييس جمهور
....او بخشنده است.....

فاروس را روشن مي كنم و دعا مي كنم كه ميزان راي ملت باشد و در راي ملت هيچ تحريفي صورت نگرفته باشد .

خدايا ايران را از شر بد خواهان حفظ فرما .


ارسال شده در: دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 :: 21:44 :: توسط : مریم رویت وند
مادر
....هوالمحبوب.....

اگر در بستر مرگ باشيد و فقط شانس يكبار تلفن كردن داشته باشيد، باچه كسي تماس مي گيريد ؟

چه ميگوييد؟ وچرا هنوز منتظريد؟

( رالف والدو امرسان)



ارسال شده در: یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 :: 8:40 :: توسط : مریم رویت وند
من راي مي دهم
...او شنوا وبيناست ..

هر شب با بارش اطلاعات از طرف مناظره هاي تلويزيوني كاممان شيرين تر ميشود . مبارزيني كه با محكوم

كردن و رو كردن سوابق حريف خواهان پيروز شدن در اين ميدان هستند. رواج اين رسم در ميان هواداران هم

تاسف انگيز است.هر چند كه كم مورد در حيات سياسي آقايان به عينه نديده ام! از وعده هاي انجام نشده

فرهنگيان تا ضرب وشتم جانبازان در .....آنچه كه به يك رييس جمهور ،روايي واعتبار مي بخشد كدامهاست؟

هر چند صلاحيت هاي احراز اين نقش در قانون اساسي آمده است از جمله دارا بودن حسن سابقه و امانت و

و تقوا و يا مومن و معتقد بودن ...اين سوابق رو شده دفاع نشده ، آيا تصميم گرفته شده توسط مراجع ذيصلاح

را با چالش روبرو نخواهد كرد ؟ آيا بهتر نبود اين تعيين مواضعها و مناظره ها چند ماه قبل صورت مي گرفت و

بعد مراجع تصميم به معرفي آنان مي گرفتند؟مردم هم اين فرصت رامي داشتند تا با بينش دست به انتخاب

بزنند نه اينكه هاج وواج پس از هر مناظره به تكرار مطالب بپردازندو گرفتار جو حاكم باشند.








ارسال شده در: سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 :: 10:26 :: توسط : مریم رویت وند
ايام فاطميه
او پيروز است

يكي از تالارهاي شهر با يادآوري ايام فاطميه از برگزاري جشن عروسي خودداري كرد.

راستي چي شد كه روزهايي را به اين نام خوانديم وبراي حفظ حرمت آن، سنت رسول خدا(ص) را به تاخير؟




ارسال شده در: شنبه نهم خرداد 1388 :: 23:47 :: توسط : مریم رویت وند
....افلا يتفكرون.....
دردانه ي پيامبر چشم از جهان فروبست. اندوه قلب پيامبر را مي آزرد. مردم مي گفتند:نگاه كنيد،خورشيد از

غم پيامبر، گرفته ، پيامبر فرمودند: انا بشر مثلكم .


پس از ساليان هجر و دوري يعقوب نبي فرزندش را در آغوش گرفت و در حاليكه به آتش كينه ونفرت در دل

فرزندانش دامن مي زد، فرياد زد: نگاه كنيد، آسمان به خاطر اين وصل و شادي مي بارد.(فيلم حضرت يوسف)



ارسال شده در: شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 :: 13:0 :: توسط : مریم رویت وند
روانشناسي پرورشي
شاخه اي از علم روانشناسي است.عمدتا به مطالعه ي ويژگي هاي دانش آموزان ،يادگيري وآموزش مي پردازد.بنابراين درك وفهم فرايندهاي يادگيري و آموزش ،تهيه و گسترش راههاي بهبود بخشيدن به اين فرايندها از اهداف روانشناسي پرورشي به حساب مي آيد .با توجه به اينكه خوانندگان در زمره ي دانش آموزان ودانشجويان هستندپرداختند به اين موضوع نه تنها خالي از فايده نيست ،بلكه راه گشاي كساني خواهدكه يا از ضعف تحصيلي شكايتدارندو يا خواهان دست يابي به موفقيتهاي بيشتر هستند.براين اساس در ادامه اين مقال به ويژگيهاي فراگيران خواهيم پرداخت.

ارسال شده در: سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 :: 9:38 :: توسط : مریم رویت وند
خرابكاري
آمدم ابروش را درست كنم زدم چشمش را كور كردم

خواستم آمارگير نسب كنم تمام پستها پاك شدند.



ارسال شده در: پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 :: 1:35 :: توسط : مریم رویت وند
...سيرو في الاض....
او حكيم است.

وقتي فهميدم زير پاهايم شهري مدفون است،هراسي وجودم را فرا گرفت. هراس نبود ، شرم بود . از خودم، از نگاههاي مغرورانه ام كه كنجكاوانه تمام سطوح و شكافها و درزهاي كوه را جستجو مي كرد. از سوالها ي پي در پي كه راهنمايان خسته در گذرگاهها را كلافه مي كرد. شرمگين به محل توقف خودرو باز گشتم، برروي سكويي نشستم. و در سكوت به كوه خيره شدم. كوه مقدسي كه ماواي هزاران سال زندگي آدمي بوده است و جز قصه ي شيرين، فرهاد كوه تراش راز ديگري را باز نكرده است. چه تعدادآدمي در آن ديار به دنيا آمدند. زندگي كردند، چون ما به اين كوه و آسمان و دشت فرارو نگريستن و اين هوا را بوييدن وعاقبت خفتن . مادراني هميشه نگران چون من، نگران سلامتي ، تربيت و آينده .فرزندان . دختركا ني چون دختران من بدنبال زيورآلات و پارچه هاي زرزري و رنگي .بي شك آنها هم روزگارشان را با عروسكها در خاله بازي به بلوغ مي رساندند . پسراني چون پسر من در برتري جويي ،گوي رقابت مي ربودند . مرداني چون همسر من پر تلاش و بامحبت............قطعه شعري را در اذهان جستجو كردم كه با زمزمه ي آن بر شرمم افزوده شد، چرا كه بخاطر آوردم مردمان بسياري هم چون من دريافتند دنيا فرصتي است براي شدن.

زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست

هر كسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود

خرم آن صحنه كه مردم بسپارند ياد.




ارسال شده در: شنبه بیست و دوم فروردین 1388 :: 15:14 :: توسط : مریم رویت وند
سه شنبه تعطیل،چهار شنبه تعطیل، پنجشنبه تعطیل،جمعه تعطیل
اوبزرگ است

وقتی هواپیمای c130 سقوط کردوبیش از100نفر جان باختند،قلبم ایستادولی ندیدم چرخ دنیااز حرکت بایستد.

پاییزبودو برگهازیباتر از همیشه رنگی شدندوریختند..........

دنیا بیدی نبود که به باد حوادث به خود بلرزد.پس به استواری دنیا، بر مصیبت صبر کردم.


موسم حج ،سرلشگربابایی دردوراهی حق النفس وحق الناس،چون مولایش حسین ع دومی را برگزیدوبه جای زیارت خانه خدا به زیارت خدا شتافت.


نه در کاردنیا خللی دیدم نه درکار بزرگان.چگونه ما ریزه خوران سفره ولایت و مریدان امامت،به حکم تعزیت و رخوت از وظیفه شانه خالی می کنیم وبر روزهای بیکاریمان می افزاییم؟ ودر پایان با گلوی بغض کرده زمزمه میکنیم:

چقدر زود دیر میشود







ارسال شده در: دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 :: 20:24 :: توسط : مریم رویت وند
سلام
هوالمحبوب

سلام به شما خواننده این سطور و سلام به تمام انسانها وموجودات دنیا .

با اینکه یک ماه از تولد فاروس می گذرد ولی به سختی توانستم برای عرض ادب به لبه ی بام این فضای شگفت بیاورمش.

فاروس را دراسفندماه 87 با یادی از کارگردان فهیم وانسان دوست مرحوم رسول ملاقلی پور روشن می کنم. خالق م مثل مادر که اسفندماه سال85 به دیدار خدایش شتافت.

وقتی به تماشای م مثل مادر نشستم درسراسر داستان با حس غریبی دریافتم که زن از میان تمام موجودات به خدا نزدیکتر است .عشق وآفرینش همراز وهمراهند.خداوند می آفریند چون عاشق است

در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد عشق پیدا شدو آتش برهمه عالم زد

و زن هم میآفریند چون عاشق است.خداوند پس ازآفرینش تمام موجودات به خلق موجودی پرداخت که به خودش شبیه تر باشد .بنابراین زن جانشین خدا بر زمین وحافظ عشق گشت.




ارسال شده در: دوشنبه پنجم اسفند 1387 :: 0:2 :: توسط : مریم رویت وند
درباره وبلاگ
فاروس چراغ دريايي است به بلنداي انديشه ها و ژرفاي احساسات كه در كناره ي يك جزيره افراشته شده و قرار هست زورق ها ، قايق هاي ماهيگيري حتي ناوهاي جنگي را به سمت جزيره هدايت كند و موجبات برقراري مناسبات بين ساكنين جزيره و ملوانان را فراهم كند.
پیوندهای روزانه

فاروس


<-BlogTitle->

<-BlogDescription->

<-PostContent->
::ادامه مطلب::
نوشته شده در <-PostDate->| ساعت <-PostTime->| توسط <-PostAuthor->| |


قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت